صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »عشاق‌نامه
  3. »فصل ششم
  4. »بخش 4 - حکایت

بخش 4 - حکایت

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

پسری داشت شحنهٔ تبریز

حسن او دل‌فریب و شورانگیز

22

خلعت ذات او، ز موزونی

صورت لطف و صنع بی‌چونی

33

شیخ عالم، امام غزالی

آن جهانِ علوم را والی

44

گشت آگاه زان گزیده خصال

صفتش فهم کرد از استدلال

55

خبر حُسن او به شیخ رسید

صبر و آرام از دلش برمید

66

اسب عزم از زمینِ ری زین کرد

میل دیدار آن نگارین کرد

77

از می اشتیاق او شد مست

پای در ره نهاد و دل بر دست

88

چون به نزدیک شهر رفت، فقیر

عرضه کردند حال او به امیر

99

گفت شحنه که: باشد آن سالوس

به امید آمد و شود مایوس

1010

شیخ صورت‌پرست و زراق است

شهرهٔ شید اندر آفاق است

1111

مگذارید اندرین شهرش

تا رود باز پس، کشد زهرش

1212

قاصدی شد ز شهر بر سر راه

کرد از آن حال شیخ را آگاه

1313

چون که بشنید شیخ صاحب درد

در دو فرسنگ شهر منزل کرد

1414

چون به جیب افق فرو شد هور

روشنی شد ز صحن عالم دور

1515

شد به خرگه، هوای بستر کرد

دامن خیمه پر ز گوهر کرد

1616

شحنه را نیز خواب در پیچید

گوش کن تا که او به خواب چه دید:

1717

دید در خواب، کش رسول خدا

داد مشتی مویز و گفت او را:

1818

بستان این مویز و رو حالی

خود ببر پیش شیخ غزالی

1919

چون درآمد به صبح شحنه ز خواب

بر گرفت آن مویز و کرد شتاب

2020

شیخ چون دید شحنه را از دور

در پی افتاده آن سرشته ز نور

2121

پیش از آن کش به نزد خویش آورد

طَبَق پر مویز پیش آورد

2222

کآن چه امشب نبی بر تو گذاشت

هان! نشانش ازین طبق برداشت

2323

متاله روان راه اله

به مویزی جهان برند از راه

2424

حسن را صورتی مبین و مدان

به مویزی ز راه باز ممان

2525

باصره، چون که با کمال بود

لذتش راتب جمال بود

2626

گر طبیعت چشیدنش خواهد

بیند و هم رسیدنش خواهد

2727

سیب سیمین برای چیدن نیست

زو نصیب تو غیر دیدن نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نکند جز که شوق دیدارت

خانهٔ صبر عاشقان غارت

عراقی»عشاق‌نامه»فصل ششم»بخش 3 - مثنوی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور