عراقی»عشاقنامه»فصل نهم»بخش 3 - مثنویبخش 3 - مثنویشاعر: عراقیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدیدهای پاک بین همی بایدتا که حسنش جمال بنماید22نقل کریںحسن جانان به جان توان دیدننه به هر دیده آن توان دیدن33نقل کریںای که خوانی به عشق مغرورمهیچ عیبم مکن، که معذورم44نقل کریںگر جمال بتم نظاره کنیبدل سیب دست پاره کنی55نقل کریںگر تو شکل و شمایلش بینیقد و گیسو حمایلش بینی66نقل کریںهمچو من، دل اسیر او شودتبت پرستیدن آرزو شودت77نقل کریںکیست کو را دو چشم بینا بودپس رخ خوب او دلش نربود؟88نقل کریںهیچ کس دیدهٔ بصیر نداشتکه دل و جان به حسن او نگذاشت99نقل کریںاز جمالش نمیشکیبد دلمیبرد عقل و میفریبد دل1010نقل کریںآن لطافت که حسن او دارددل صاحبدلان به دام آرد1111نقل کریںعشق رویش همی کند پیوستحلقه در گوش عاشقان الست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآشکارا نهان کنم تا چند؟دوست میدارمت به بانگ بلندعراقی»عشاقنامه»فصل نهم»بخش 2 - غزلاگلی نظمپیر شیراز، شیخ روزبهانآن به صدق و صفا فرید جهانعراقی»عشاقنامه»فصل نهم»بخش 4 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور