صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »عشاق‌نامه
  3. »آغاز کتاب
  4. »بخش 7 - سبب نظم کتاب

بخش 7 - سبب نظم کتاب

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

جان من چون به عالم دل شد

با صفا جمع گشت و حامل شد

2

گشت حاصل ز فیض ربانی

در وجودم جنین روحانی

3

چون محبت به شوق تسویه داد

قابلهٔ عشق یافت چون می‌زاد

4

دیدمش، چون ز غیب روی نمود

قرةالعین نیک موزون بود

5

در مهاد هواش پیوسته

به قماط هوس فرو بسته

6

داد پستان فکر من به صفا

شیر «حولین کاملین» او را

7

شب و روزش غذا ز اشواق است

گرچه طفل است، پیر عشاق است

8

صورتش همچو معنیش زیبا

خالی از حشو و صافی از ایطا

9

هیچ چشمی ندیده در خوابش

رخ ندید آفتاب و مهتابش

10

راه خور از دریچه ناداده

سایه‌اش بر زمین نیفتاده

11

ساکن حجرهٔ امانت بود

در پس پردهٔ صیانت بود

12

نقش او را، ز صانعی که ببست

از معانی هر آنچه خواهی هست

13

مستم از بادهٔ هوایش، مست

که جگر گوشهٔ لطیف من است

14

منزل او شریف جایی بود

زانکه در کوی آشنایی بود

15

راستی هست مونسی خوش خوی

نیک خاموش، لیک شیرین گوی

16

لفظ و معنی او همه مطبوع

عشق را بیت های او ینبوع

17

فصل او را هزار نوع بهار

گه بود گلستان و گه گلزار

18

غزلیات و مثنویاتش

چون حکایات او به غایت خوش

19

بی‌قدم در جهان همی پوید

بی‌زبان مدح خواجه می‌گوید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا کی، ای مست خواب غفلت و جهل

گوش سوی مقلد نااهل؟

عراقی»عشاق‌نامه»آغاز کتاب»بخش 6 - در نصیحت

اگلی نظم

حق تعالی میان هر عصری

از سعادت بنا کند قصری

عراقی»عشاق‌نامه»آغاز کتاب»بخش 8 - در مدح صاحب دیوان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور