عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 97رباعی شمارهٔ 97شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رازارزومیکندمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن وصل تو باز، آرزو میکندمگفتن به تو راز، آرزو میکندم2نقل کریںخفتن ببرت به ناز تا روز سپیدشبهای دراز، آرزو میکندم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای یار رخ تو کرده هر دم شادمیک دم رخ تو نمیرود از یادمعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 96اگلی نظمبی روی تو، ای دوست، به جان در خطرمدر من نظری کن، که ز هر بد بترمعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 98ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای یار رخ تو کرده هر دم شادمیک دم رخ تو نمیرود از یادمعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 96
اگلی نظمبی روی تو، ای دوست، به جان در خطرمدر من نظری کن، که ز هر بد بترمعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 98