عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 137رباعی شمارهٔ 137شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رایہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپیری بدر آمد ز خرابات فنایدر گوش دلم گفت که: ای شیفته رای2نقل کریںگر میطلبی بقای جاوید مباشبیبادهٔ روشن اندرین تیرهسرای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای لطف تو دستگیر هر بیسر و پایاحسان تو پایمرد هر شاه و گدایعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 136اگلی نظمعشقی نبود چو عشق لولی و گدایافگنده کلاه از سر و نعلین از پایعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 138زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر زلفِ بتم نیی تو ای شب بسر آیتا کی ز درازی تو کوتاهتر آیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 44ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای لطف تو دستگیر هر بیسر و پایاحسان تو پایمرد هر شاه و گدایعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 136
اگلی نظمعشقی نبود چو عشق لولی و گدایافگنده کلاه از سر و نعلین از پایعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 138
گر زلفِ بتم نیی تو ای شب بسر آیتا کی ز درازی تو کوتاهتر آیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 44