عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 46رباعی شمارهٔ 46شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ریانیافتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعالم ز لباس شادیم عریان یافتبا دیدهٔ پر خون و دل بریان یافت2نقل کریںهر شام که بگذشت مرا غمگین دیدهر صبح که خندید مرا گریان یافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا! که دلم خبر ز دلدار نیافتاز گلبن وصل تو به جز خار نیافتعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 45اگلی نظمزنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟و آن چشم خمارین تو خواب از چه گرفت؟عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 47ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا! که دلم خبر ز دلدار نیافتاز گلبن وصل تو به جز خار نیافتعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 45
اگلی نظمزنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟و آن چشم خمارین تو خواب از چه گرفت؟عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 47