عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 32رباعی شمارهٔ 32شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یناستہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چند که دل را غم عشق آیین استچشم است که آفت دل مسکین است2نقل کریںمن معترفم که شاهد دل معنی استاما چه کنم؟ که چشم صورت بین است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا حکم خدایی، که قضایش این استمیساز، دلا، مگر رضایش این استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 31اگلی نظمایزد، که جهان در کنف قدرت اوستدو چیز به تو بداد، کان سخت نکوستعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 33زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر مرگ، حیاتِ اهل داد و دین استوز مرگ، روانِ پاک را تمکین استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 314دور است ز تو نظر بهانه اینستکاین دیدهٔ ما هنوز صورت بین استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 332گویند که عشق عاقبت تسکین استاول شور است و عاقبت تمکین استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 399ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا حکم خدایی، که قضایش این استمیساز، دلا، مگر رضایش این استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 31
اگلی نظمایزد، که جهان در کنف قدرت اوستدو چیز به تو بداد، کان سخت نکوستعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 33