عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 31رباعی شمارهٔ 31شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ایشایناستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبا حکم خدایی، که قضایش این استمیساز، دلا، مگر رضایش این است22نقل کریںایزد به کدامین گنهم داد جزا؟توبه ز گناهی، که جزایش این است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز گلشن جان بیخبری، خار این استمیلت به طبیعت است، دشوار این استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 30اگلی نظمهر چند که دل را غم عشق آیین استچشم است که آفت دل مسکین استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 32◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز گلشن جان بیخبری، خار این استمیلت به طبیعت است، دشوار این استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 30
اگلی نظمهر چند که دل را غم عشق آیین استچشم است که آفت دل مسکین استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 32