عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 17رباعی شمارهٔ 17شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونگشتهاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن دوستی قدیم ما چون گشته است؟مانده است به جای؟ یا دگرگون گشته است؟2نقل کریںاز تو خبرم نیست که با ما چونیباری، دل من ز عشق تو خون گشته است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماییم که بیمایی ما مایهٔ ماستخود طفل خودیم و عشق ما دایهٔ ماستعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 16اگلی نظمدر دام غمت دلم زبون افتاده استدریاب، که خسته بیسکون افتاده استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمماییم که بیمایی ما مایهٔ ماستخود طفل خودیم و عشق ما دایهٔ ماستعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 16
اگلی نظمدر دام غمت دلم زبون افتاده استدریاب، که خسته بیسکون افتاده استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 18