عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283غزل شمارهٔ 283شاعر: عراقیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انکنیصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکی بود کین درد را درمان کنی؟کی بود کین رنج را آسان کنی؟22نقل کریںکی بسازی چارهٔ بیچارهای؟بیدلی را کی دوای جان کنی؟33نقل کریںکی برون آیی ز پرده آشکار؟چند روی خوب را پنهان کنی؟44نقل کریںچند رو گردانی از سرگشتهای؟عاجزی را چند سرگردان کنی؟55نقل کریںدر بیابان غمم، وقت این دم استکابر رحمت بر سرم باران کنی66نقل کریںبسکه غم خوردم ز جان سیر آمدمچند بر خوان غمم مهمان کنی؟77نقل کریںدود سوز من گذشت از آسمانتا کیم در بوتهٔ هجران کنی؟88نقل کریںهمچو ابراهیم از لطفت سزدکز میان آتشم بستان کنی99نقل کریںچون عراقی سر نهاده در برتهم سزد گر درد او درمان کنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسر عشقت کس تواند گفت؟ نیدر وصفت کس تواند سفت؟ نیعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 282اگلی نظمنگویی باز: کای غم خوار چونی؟همیشه با غم و تیمار چونی؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 284◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور