عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 282غزل شمارهٔ 282شاعر: عراقیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: تنیصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسر عشقت کس تواند گفت؟ نیدر وصفت کس تواند سفت؟ نی2نقل کریںدیدهٔ هر کس به جاروب مژهخاک درگاهت تواند رفت؟ نی3نقل کریںاز گلستان جمال دلگشاتهیچ بیدل را گلی بشکفت؟ نی4نقل کریںآفتابا، در هوایت ذرهامآفتاب از ذره رخ بنهفت؟ نی5نقل کریںحلقه بر در میزدم، گفتی: درآیاندر آن بودم که غیرت گفت: نی6نقل کریںآخر این بخت مرا بیدارییهیچ کس را بخت چندین خفت؟ نی7نقل کریںاز برای تو عراقی طاق شداز همه خوبان و با تو جفت نی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچنانم از هوس لعل شکرستانیکه میبرآیدم از غصه هر نفس جانیعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 281اگلی نظمکی بود کین درد را درمان کنی؟کی بود کین رنج را آسان کنی؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچنانم از هوس لعل شکرستانیکه میبرآیدم از غصه هر نفس جانیعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 281
اگلی نظمکی بود کین درد را درمان کنی؟کی بود کین رنج را آسان کنی؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283