عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 284غزل شمارهٔ 284شاعر: عراقیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ارچونیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، کیوان عاروانآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنگویی باز: کای غم خوار چونی؟همیشه با غم و تیمار چونی؟22نقل کریںکجایی؟ با فراقم در چه کاری؟جدا افتاده از دلدار چونی؟33نقل کریںمرا دانی که بیمارم ز تیمارنپرسی هیچ: کای بیمار چونی؟44نقل کریںنیاری یاد از من: کای ز غم زاردرین رنج و غم بسیار چونی؟55نقل کریںمرا گرچه ز غم جان بر لب آمدنخواهی گفت: کای غم خوار چونی؟66نقل کریںتو گرچه بینیم غلتان به خون درنگویی آخر: ای افگار چونی؟77نقل کریںسحرگه با خیالت دیده میگفت:که هر شب با من بیدار چونی؟88نقل کریںخیالت گفت: کآری نیک زارمز بهر تو، که هر شب زار چونی؟99نقل کریںسگ کویت عراقی را نگویدشبی: کای یار من، بی یار چونی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکی بود کین درد را درمان کنی؟کی بود کین رنج را آسان کنی؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283اگلی نظمبیا، تا بیدلان را زار بینیروان خستگان افگار بینیعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 285◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخوشی آخر بگو ای یار چونیاز این ایام ناهموار چونیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2670◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیکیوان عاروانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکی بود کین درد را درمان کنی؟کی بود کین رنج را آسان کنی؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283