عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 141رباعی شمارهٔ 141شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اهیبودیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای کاش! به سوی وصل راهی بودییا در دلم از صبر سپاهی بودی2نقل کریںای کاش! چو در عشق تو من کشته شومجز دوستی توام گناهی بودی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنی بر سر کوی تو دلم یافته جاینی در حرم وصل نهاده جان پایعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 140اگلی نظمبا یار به بوستان شدم رهگذریکردم نظری سوی گل از بیبصریعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 142زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای کاش دلم را سر آهی بودیجان را ز وصال تو پناهی بودیعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 55ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنی بر سر کوی تو دلم یافته جاینی در حرم وصل نهاده جان پایعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 140
اگلی نظمبا یار به بوستان شدم رهگذریکردم نظری سوی گل از بیبصریعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 142
ای کاش دلم را سر آهی بودیجان را ز وصال تو پناهی بودیعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 55