عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44غزل شمارهٔ 44شاعر: عراقیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ستافتادصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که را جام می به دست افتادرند و قلاش و میپرست افتاد2نقل کریںدل و دین و خرد ز دست بدادهر که را جرعهای به دست افتاد3نقل کریںچشم میگون یار هر که بدیدناچشیده شراب، مست افتاد4نقل کریںوانکه دل بست در سر زلفشماهیآسا، میان شست افتاد5نقل کریںلشکر عشقباز بیرون تاختقلب عشاق را شکست افتاد6نقل کریںعاشقی کز سر جهان برخاستزود با دوستش نشست افتاد7نقل کریںهر که پا بر سرِ جهان ننهادهمّت او عظیم پست افتاد8نقل کریںسر جان و جهان ندارد آنک:در سرش بادهٔ الست افتاد9نقل کریںوآنکه از دست خود خلاص نیافتدر ره عشق پایبست افتاد10نقل کریںهان، عراقی، ببر ز هستی خویشنیستی بهرهات ز هست افتاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکی از تو جان غمگینی شود شاد؟کی آخر از فراموشی کنی یاد؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43اگلی نظمباز دل از در تو دور افتاددر کف صد بلا صبور افتادعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکی از تو جان غمگینی شود شاد؟کی آخر از فراموشی کنی یاد؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 43