عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45غزل شمارهٔ 45شاعر: عراقیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ورافتادصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںباز دل از در تو دور افتاددر کف صد بلا صبور افتاد22نقل کریںنیک نزدیک بود بر در توتا چه بد کرد کز تو دور افتاد33نقل کریںیا حسد برد دشمن بد دلیا مرا دوستی غیور افتاد44نقل کریںماتم خویشتن همی داردچون مصیبت زده، ز سور افتاد55نقل کریںچون ز خاک در تو سرمه نیافتدیدهام بیضیا و نور افتاد66نقل کریںجان که یک ذره انده تو بیافتدر طربخانهٔ سرور افتاد77نقل کریںاز بهشت رخ تو بیخبر استتن که در آرزوی حور افتاد88نقل کریںچون عراقی نیافت راه به توگمرهی گشت و در غرور افتاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که را جام می به دست افتادرند و قلاش و میپرست افتادعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44اگلی نظمعشق شوری در نهاد ما نهادجان ما در بوتهٔ سودا نهادعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر که را جام می به دست افتادرند و قلاش و میپرست افتادعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44