عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 220غزل شمارهٔ 220شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ارییکنصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای یار، بیا و یاریی کنرنجه شو و غمگساریی کن2نقل کریںآخر سگک در تو بودمیادم کن و حقگزاریی کن3نقل کریںای نیک، ز من همه بد آمدنیکی کن و بردباریی کن4نقل کریںبر عاشق خود مگیر خردهای دوست بزرگواریی کن5نقل کریںای دل، چو تو را فتاد این کاررو بر در یار زاریی کن6نقل کریںای بخت، بموی بر عراقیوی دیده، تو نیز یاریی کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیرخت جانا، دلم غمگین مکنرخ مگردان از من مسکین، مکنعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 219اگلی نظمای رخ جان فزای تو گشته خجسته فال منباز نمای رخ، که شد بی تو تباه حال منعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای رخ جان فزای تو گشته خجسته فال منباز نمای رخ، که شد بی تو تباه حال منعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221