عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 219غزل شمارهٔ 219شاعر: عراقیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ینمکنصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبیرخت جانا، دلم غمگین مکنرخ مگردان از من مسکین، مکن22نقل کریںخود ز عشقت سینهام خون کردهایاز فراقت دیدهام خونین مکن33نقل کریںبر من مسکین ستم تا کی کنی؟خستگی و عجز من میبین، مکن44نقل کریںچند نالم از جفا و جور تو؟بس کن و بر من جفا چندین مکن55نقل کریںهر چه میخواهی بکن، بر من رواستبی نصیبم زان لب شیرین مکن66نقل کریںبر من خسته، که رنجور توامگر نمیگویی دعا، نفرین مکن77نقل کریںدر همه عالم مرا دین و دلی استدل فدای توست، قصد دین مکن88نقل کریںخواه با من لطف کن، خواهی جفامن نیارم گفت: کان کن، این مکن99نقل کریںبا عراقی گر عتابی میکنیاز طریق مهر کن، وز کین مکن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماهرویا، رخ ز من پنهان مکنچشم من از هجر خود گریان مکنعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 218اگلی نظمای یار، بیا و یاریی کنرنجه شو و غمگساریی کنعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 220◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمماهرویا، رخ ز من پنهان مکنچشم من از هجر خود گریان مکنعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 218