عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 305غزل شمارهٔ 305شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: وییہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنه از تو به من رسید بویینه وصل توام نمود رویی2نقل کریںاندیشهٔ هجر دردناکتآویخته جان من به مویی3نقل کریںسودای تو در دلم فکندههر لحظه به تازه جست و جویی4نقل کریںبا آنکه ز گلشن وصالتدانم نرسد به بنده بویی5نقل کریںلیکن شدهام به آرزو شادمآزار تو، کم ز آرزویی6نقل کریںسودای محال در دماغمافگنده به هرزه های و هویی7نقل کریںداده سر خویش را عراقیزیر خم زلف تو چو گویی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر از زلف پریشانت صبا بر هم زند موییبرآید زان پریشانی هزار افغان ز هر سوییعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 304زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای مردم دیده نکوییشاد آنکه درون چشم اوییامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1820چون سوی برادری بپوییباید که نخست رو بشوییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2736چون روی بود بدان نکویینازش برود به هرچه گوییعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 851آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر از زلف پریشانت صبا بر هم زند موییبرآید زان پریشانی هزار افغان ز هر سوییعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 304