صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 5 - ایضاله

قصیدهٔ شمارهٔ 5 - ایضاله

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ارامد

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

طرب، ای دل، که نوبهار آمد

از صبا بوی زلف یار آمد

22

هان نظاره که گل جمال نمود

هین تماشا که نوبهار آمد

33

در رخ او جمال یار ببین

که گل از یار، یادگار آمد

44

به تماشای باغ و بستان شو

که چمن، خُلدِ آشکار آمد

55

از صبا حال کوی یار بپرس

که سحرگاه از آن دیار آمد

66

بر در یار ما گذشت نسیم

زان گل‌افشان و مُشکبار آمد

77

تا صبا زان چمن گل‌افشان شد

چون من از ضعف، بی‌قرار آمد

88

دید چون عندلیب ضعف نسیم

به عیادت به مرغزار آمد

99

گل سوی فاخته اشارت کرد:

هین نوایی که وقت کار آمد

1010

بلبل از شوقِ گل چنان نالید

که گل از وجد، جان‌سپار آمد

1111

های و هوی فتاد در گلزار

نالهٔ عاشقانِ زار آمد

1212

گل مگر جلوه می‌کند در باغ؟

کز چمن نالهٔ هزار آمد

1313

زرفشان می‌کند گل صد برگ

کش صبا دوش در کنار آمد

1414

گل زرافشان اگر کند چه عجب؟

کز شمالش بسی یسار آمد

1515

گل زر افشانْد و ز ابر بر سر او

صد هزاران گهر نثار آمد

1616

غنچه از بند او نشد آزاد

زان گرفتار زخم خار آمد

1717

خار کز غنچه کیسه‌ای بر دوخت

می زنندش که مایه‌دار آمد

1818

نیست آزاده‌ای مگر سوسن

که نه در بند کار و بار آمد

1919

لاله را دل بسوخت بر نرگس

که نصیبش ز می، خمار آمد

2020

ابر بگریست بر گل از پی آنک

زین جهان بر دلش غبار آمد

2121

شد ز یاری جدا بنفشه مگر

که چنین وقت، سوکوار آمد

2222

جامهٔ سوک بر بنفشه بَرید

زان مگر لاله دل‌فگار آمد

2323

نقش رنگ چمن ز لطف بهار

نقش دیبای پرنگار آمد

2424

خوش بهاری است، لیک آن کس را

کز لب یار، میگسار آمد

2525

هان، عراقی، تو و نسیم بهار

کز صبا بوی زلف یار آمد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل تو را دوست‌تر ز جان دارد

جان ز بهر تو در میان دارد

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 4 - فی مدح شیخ صدرالدین

اگلی نظم

عاشقان چون بر در دل حلقهٔ سودا زنند

آتش سودای جانان در دل شیدا زنند

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 6 - در نعت رسول اکرم (ص)

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور