صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1818

غزل شمارهٔ 1818

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: وش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای خیال آوارهٔ نیرنگ هوش

تا توانی در شکست رنگ ‌کوش

2

تا نفس باقیست ما و من بجاست

شمع بی‌کشتن نمی‌گردد خموش‌

3

زندگی در ننگ هستی مردنست

خاک‌گرد و، عیب ما و من بپوش

4

زبن خمستان گرمی دل برده‌اند

همچو می با خون خود چندی بجوش

5

از جراحت‌زار دل غافل مباش

رنگها دارد دکان گلفروش

6

عشق اگر نبود هوس هم عالمی‌ست

نیست خون دل ‌گوارا، می بنوش

7

خاک من بر باد رفت و خامشم

همچو صبحم در نفس خون شد خروش

8

تر دماغان از مخالف ایمنند

گاه خشکی باد می‌پیچد به ‌گوش

9

یارب از مستی نلغزد پای من

اشک مینا خانه‌ای دارد به دوش

10

زندگانی نشئهٔ وهمش رساست

تا نمی‌میری نمی‌آیی به هوش

11

گر لباس سایه از دوش افکنی

می‌کند عریانیت خورشید پوش

12

یأس بر جا ماند و فرصت ها گذشت

امشب ما نیست جز اندوه دوش

13

تا مگر بیدل دلی آری به دست

در تواضع همچو زلف یار کوش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آب از یاقوت می‌ریزد تکلم کردنش

جیب گوهر می‌درد ذوق تبسم کردنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1817

اگلی نظم

عالم از چشم ترم شد میفروش

زین قدح خمخانه‌ها آمد به جوش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1819

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عقل آمد عاشقا خود را بپوش

وای ما ای وای ما از عقل و هوش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1259

بزم خالی می شود مطرب خموش

ساقیا جامی بده جامی بنوش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 328

عالم از چشم ترم شد میفروش

زین قدح خمخانه‌ها آمد به جوش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1819

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور