صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1819

غزل شمارهٔ 1819

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: وش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عالم از چشم ترم شد میفروش

زین قدح خمخانه‌ها آمد به جوش

2

آسمان عمری‌ست مینای مرا

می‌زند بر سنگ و می‌گوید: خموش

3

بس که گرم آهنگ‌ساز وحشتم

نقش پایم چون جرس دارد خروش

4

طینت دانا و بیباکی خطاست

چشمهٔ آیینه را محو است جوش

5

جمع نتوان‌ کرد با هم عشق و صبر

راست ناید میکشی با ضبط هوش

6

عشق زنگ غفلت از ما می‌برد

سایه را خورشید باشد عیب پوش

7

عقل و حس با هم دوات خامه‌ اند

از زبان است آنچه می‌آید به‌گوش

8

زین محیط از هرزه‌تازیها چو موج

می‌برد خلقی شکست خود به دوش

9

همچو شمع از سر بریدن زنده‌ایم

بیش از این فرقی ندارد نیش و نوش

10

گر نباشد شعله خاکستر بس است

جستجوها خاک شد در صبر کوش

11

در سخن‌چینی حلاوت مشکل است

فهم کن از تلخکامی‌های ‌گوش

12

خاک گشتی بیدل از افسردگی

خون منصوری نیاوردی به جوش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای خیال آوارهٔ نیرنگ هوش

تا توانی در شکست رنگ ‌کوش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1818

اگلی نظم

عیب همه عالم ز تغافل به هنر پوش

این پرده به هر جا تنک افتد مژه‌ در پوش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1820

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عقل آمد عاشقا خود را بپوش

وای ما ای وای ما از عقل و هوش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1259

بزم خالی می شود مطرب خموش

ساقیا جامی بده جامی بنوش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 328

ای خیال آوارهٔ نیرنگ هوش

تا توانی در شکست رنگ ‌کوش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1818

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور