صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2183

غزل شمارهٔ 2183

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اممیگیرم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چو ماه نو به چندین حسرت از خود کام می‌گیرم

جنونها می‌کند خمیازه تا یک جام می‌گیرم

2

به این‌ گوشی ‌که معنی از تمیزش ننگ می‌دارد

طنین پشه‌ای‌ گر بشنوم الهام می‌گیرم

3

ز فهم مدعا پر دورم افکنده‌ست موهومی

همه با خویش اگر دارم سخن پیغام می‌گیرم

4

کمینگاه دو عالم غفلتم از قامت پیری

امل هر جا پرد در حلقهٔ این دام می‌گیرم

5

هوای‌ کعبهٔ شوقی به شور آورد مغزم را

که چون شمع استخوان را جامهٔ احرام می‌گیرم

6

به یاد چشم او چندان جنون آماده است اشکم

که هر مژگان فشردن روغن از بادام می‌گیرم

7

ضعیفی‌ گر به این اقبال بالد پایهٔ نازش

به زیر سایهٔ دیوار چندین بام می‌گیرم

8

به ذوق پای‌بوست هیچ جا خوابم نمی‌باشد

همین در سایهٔ برگ حنا آرام می‌گیرم

9

چو موی ‌کاسهٔ چینی اگر بالد شکست من

شبیخون می‌زنم بر چین و راه شام می‌گیرم

10

ز خاموشی معاش غنچه‌ام تا کی‌ کشد تنگی

لبی وا می‌کنم‌ گل می‌فروشم جام می‌گیرم

11

به آسانی دل از بار تعلق وا نمی‌گردد

ز پیمان جنون‌کیشان‌ گسستن وام می‌گیرم

12

تمتع چیست زبن بیحاصلانم چون نگین بیدل

زبانم می‌خراشدگرکسی را نام می‌گیرم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز سودای چشم تو تا کام ‌گیرم

دو عالم فروشم دو بادام گیرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2182

اگلی نظم

سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرم

اثر ز آتش در آب رانده می‌گیرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2184

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور