صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2184

غزل شمارهٔ 2184

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اندهمیگیرم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرم

اثر ز آتش در آب رانده می‌گیرم

2

رمید فرصت و من غرهٔ خیال‌ که من

سوار توسن برق جهانده می‌گیرم

3

سحر گذشت و شب آمد بیا که باز چو شمع

رهی ز یاس به پایان رسانده می‌گیرم

4

به وادیی که‌ کشد حرص تشنه‌کام زبان

عرق ز جبههٔ خجلت دمانده می‌گیرم

5

هلاک بوی لبی بودم انتظارم‌ گفت‌:

غمین مشو به‌کنارش نشانده می‌گیرم

6

مرا همین سبق از مکتب ادب ‌کافی‌ست

که نام یار به لب نگذرانده می‌گیرم

7

زناله تا نفس واپسین یقینم نیست

که دامن‌که به دست فشانده می‌گیرم

8

به ضبط عمر سبکرو شتابم اینهمه نیست

عنان دو روز دگر هم دوانده می‌گیرم

9

گذشته‌ام به رکاب‌گذشتگان و هنوز

سراغ خود به قفا بازمانده می‌گیرم

10

سواد نامه چو صبحم نهان نمی‌ماند

نفس دو سطر هوایی‌ست خوانده می‌گیرم

11

چو شمع بیدل اگر صد رهم شهیدکنند

دیت زگردن شمشیر رانده می‌گیرم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو ماه نو به چندین حسرت از خود کام می‌گیرم

جنونها می‌کند خمیازه تا یک جام می‌گیرم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2183

اگلی نظم

اگر ساقی ز موجِ باده بندد رشتهٔ سازم

رساند قلقلِ مینا به رنگِ رفته آوازم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2185

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور