صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1862

غزل شمارهٔ 1862

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارطمع

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بی ‌نم خجلت نمی‌باشد سر و کار طمع

جنس استغنا عرق دارد به بازار طمع

2

غیر نومیدی علاج اینقدر امراض چیست

عالمی پر می‌زند در نبض بیمار طمع

3

عم در حسرت شد و یک طوق قمری خم نبست

خجلت بیحاصلی بر سروگلزار طمع

4

آسمان خمیازهٔ یأس تو خرمن می‌کند

ای هوس بردار دست از شکل انبار طمع

5

بی‌نیازی تابع اندیشهٔ اغراض نیست

خدمت همت محال است از پرستار طمع

6

بهر تعمیر خیالی ‌کز نفس ویرانتر است

خاک دهر از آبرو گل کرد معمار طمع

7

زجر عبرت نیست تنبیه سماجت پیشگان

لب گزیدن نشکند دندان اظهار طمع

8

درخور جان کندن از اغراض می‌باید گذشت

عمرها شد مرگت از پا می‌کشد خار طمع

9

از کمال خویش غافل نیست استعداد خلق

شور اقبال گدا می‌باشد ادبار طمع

10

بزم چندین حسرت آنسوی قیامت چیده‌ایم

باید از شخص امل پرسید مقدار طمع

11

گر همه بر آسمان خواهی نظر برداشتن

چون مژه بی ‌سرنگونی نیست دیوار طمع

12

از خرد جستم طریق انتعاش ‌کام خلق

دست بر هم سود و گفت این است دیوار طمع‌

13

نیست موقوف سوال ابرام طبع دون حسب

بستن لب هم‌ کمر بسته است در کار طمع

14

بی‌ نیازی بیدل آخر احتیاج آمد به عرض

محرم راز غنایم ‌کرد آثار طمع

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سوختن یک نغمه است از ساز شمع

پرده نتواند نهفتن راز شمع

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1861

اگلی نظم

هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمع

به‌کجاست‌کنج قناعتی ‌که در قسم زند از طمع

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1863

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع

ابر آب روی مردان است گفتار طمع

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5126

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور