صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1863

غزل شمارهٔ 1863

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن

قافیہ: مزندازطمع

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمع

به‌کجاست‌کنج قناعتی ‌که در قسم زند از طمع

2

به دو روزه فرصت بی‌بقا که نه فقر دارد و نه غنا

به زمین فرو نرود چرا که‌ کسی علم زند از طمع

3

حذر از توقع این و آن که مذلتت نکشد عنان

همه ‌گر بود سر آسمان‌ که به خاک خم زند از طمع

4

فلکت اگر در باز شد دو جهان قلمرو ناز شد

چو غرض معامله‌ساز شد همه را بهم زند از طمع

5

چه خوش است آینهٔ خسان نرسد به صیقل امتحان

که حریص اگر مژه واکند به حیا قلم زند از طمع

6

مپسند بر گل آرزو هوس طراوت رنگ و بو

که مباد جوهر آبرو به غبار نم زند از طمع

7

بلد است مصلحت ازل سوی وعده‌گاه قیامتت

که تلاش هرزه دو امل به در عدم زند از طمع

8

اگرت بود رگ غیرتی‌ که بر آبرو نزند تری

کف خاک‌ گیر و حواله‌ کن به لبی‌ که دم زند از طمع

9

کف دست می‌گزد امتحان ز خسیس و همت ما مپرس

که چو سکه هر چه به سر خورد به سر درم زند از طمع

10

نشود کدورت فقر ما کلف صفاکدهٔ غنا

چقدر غبار دل‌گدا به صف کرم زند از طمع

11

سر و برگ بیدل ما شود اگر اتفاق قناعتی

شجر جهان غنا شود نفسی ‌که‌ کم زند از طمع

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بی ‌نم خجلت نمی‌باشد سر و کار طمع

جنس استغنا عرق دارد به بازار طمع

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1862

اگلی نظم

اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمع

چه خوش است حرف وصال هم نکند کسی رقم از طمع

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1864

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور