صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 749

غزل شمارهٔ 749

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: رنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عمری‌ست به‌چشمم ز نم اشک اثر نیست

ای دل تو کجایی ‌که غبارت به نظر نیست

2

محرومی غفلت نظری را چه علاج ‌است

خلقی‌ست درین خانه برون در و در نیست

3

وهم آینهٔ خلق به زنگارگرفته‌ست

گر چشم‌گشایی مژه‌ات پیش نظر نیست

4

طاث همه را در دم شمشیر نشانده‌ست

تا سینه درین معرکه باقیست سپر نیست

5

با لعل بتان سهل مدان دعوی یاقوت

کم نیست دم لاف همان را که جگر نیست

6

تشویش تردّد مکش از فکر میانش

دست تو گر اینخا نشود حلقه‌ کمر نیست

7

بی ‌دردی ما زبر فلک سخت غریب است

در خانهٔ دودیم و کسی را مژه تر نیست

8

امید فنا نیز درین بزم فضولیست

این ‌شمع‌ در اینجا همه ‌شام ‌است ‌و سحر نیست

9

چون شیشهٔ ساعت به فسونخانهٔ‌ گردون

زبر قدم آن خاک نیابی‌ که به سر نیست

10

معیار برومندی این باغ گرفتیم

سرها به سر دار رسیده‌ست ثمر نیست

11

جان‌ و جسد عشق‌ و هوس جمله سراب است

کس نیست ‌کند فهم که هستی چقدر نیست

12

ای‌گرد پر افشان سحر در چه خیالی

چین کن زه دامن ‌که ‌گریبان دگر نیست

13

نامحرم پرواز فنایم چه توان کرد

چون رنگ پری دارم و سر در ته پر نیست

14

بیدل اگر این است سر و برگ شعورت

هرچند به آن جلوه رسی غیر خبر نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون سحر طومارچاک سینه‌ام واکردنی‌ست

آرزو مستوریی داردکه رسواکردنی‌ست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 748

اگلی نظم

بی‌ادب بنیاد هستی عافیت دربار نیست

غیرضبط خود شکست موج را معمارنیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 750

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست

تو ابر در او کش که به جز خصم قمر نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 333

از قوت مستیم ز هستیم خبر نیست

مستم ز می عشق و چو من مست دگر نیست

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور