صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 308

غزل شمارهٔ 308

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یدنها

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدن‌ها

به جای نقش پا در پیش پا دارم چکیدن‌ها

2

ز یک ‌تخم شرر صد کشت عبرت کرده‌ام خرمن

ازین مزرع درودن می‌دمد پیش از دمیدن‌ها

3

گلستان جنون را آن نهال شوق دربارم

که چون آهم برون می‌آرد از خود قد کشیدن‌ها

4

در آن وادی که طاقت‌ها به عرض امتحان آید

نگاه ما ز خود رفتن‌، سرشک ما دویدن‌ها

5

چه دست و پا تواند زد کسی در بند جسمانی

ندارد این قفس بیش از نفس‌واری تپیدن‌ها

6

به سر بردیم در شغل تأسف مدت هستی

رهی کردیم چون مقراض قطع از لب گزیدن‌ها

7

زدیم از ساز هستی دست در فتراک بی‌تابی

نفس ما را به رنگ صبح شد دام رمیدن‌ها

8

ز نیرنگ فسون‌پردازی الفت چه می‌پرسی

تو در آغوشی و من کشتهٔ از دور دیدن‌ها

9

ز اوج اعتبار آزاده‌ام گرد ره فقرم

نباشد دامن کوتاه من مغرور چیدن‌ها

10

نگردی محرم راز محبت بی‌شکست دل

که چون گل خواندن این نامه می‌باشد دریدن‌ها

11

چنین در حسرت صبح بناگوش که می‌گریم

که در مهتاب دارد ریشه اشکم از چکیدن‌ها

12

در این گلشن که رنگش ریختند از گفتگو بیدل

شنیدن‌هاست دیدن‌ها و دیدن‌ها شنیدن‌ها

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌ها

بود دلتنگ اگر گوهر شود از آرمیدن‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 307

اگلی نظم

فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدن‌ها

نمی‌بایست از خاک اینقدر دامن کشیدن‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 309

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدن‌ها

که در آخر به جایی می‌رسد از خود رمیدن‌ها

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 469

چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌ها

بود دلتنگ اگر گوهر شود از آرمیدن‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 307

فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدن‌ها

نمی‌بایست از خاک اینقدر دامن کشیدن‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 309

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور