صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 555

غزل شمارهٔ 555

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

نیک و بد این مرحله خاکش به ‌کمین است

چشمی‌ که به پا دوخته باشی همه بین است

22

بی‌ غنچه ‌گلی سر نزد از گلشن امکان

اینجاست که چین مایهٔ ایجاد جبین است

33

برخیز ز خاک سیه مزرع هستی

جایی‌ که نفس آینه‌ کارد چه زمین است

44

چون صبح جنونی‌ کن و از خو برون تاز

از چاک گریبان گل دامان تو چین است

55

بر صور مناز از دهل و کوس تجمل

ای پشه بم و زیرکمال تو طنین است

66

این است اگر کر و فر طاق و سرایت

بنیاد غبار به هوا رفته متین است

77

ای آینه از ما مطلب عرض مکرر

تمثال ضعیفان نفس باز پسین است

88

ای شمع عنان نگه هرزه نگهدار

تا چشم تو باز است جهان خانهٔ زین است

99

زان جلوه‌گذشتیم و به خود هم نرسیدیم

ما را چه‌ گنه خاصیت عجز همین است

1010

دل نیز گره شد به خم ابروی نازش

در طاق تغافل همه نقاشی چین است

1111

در وصل به اظهار مکش ننگ فضولی

با بوسه حضور لب خاموش قرین است

1212

رندان مشکیبید ز معشوقهٔ فربه

کاین شکل دلاوبز سراپاش سرین است

1313

شور تپش از ما به فنا هم نتوان برد

خاکستر منصور مزاجان نمکین است

1414

بیدل ‌کم سرمایهٔ عزلت نپسندی

از پای به دامان تو نامت به نگین است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زلف آشفتهٔ سری موجهٔ د‌ربای من است

تار قانون جنون جادهٔ صحرای من است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 554

اگلی نظم

دارم ز نفس ناله‌که جلاد من این است

در وحشتم از عمرکه صیاد من این است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 556

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این خانه چه خانه ست پریخانه چین است

پر حور یکی غرفه ز فردوس برین است

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 19

آن کیست سواره که بلای دل و دین است

صد خانه برانداخته در خانه زین است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 148

اندر دل من عشق تو چون نور یقین است

بر دیدهٔ من نام تو چون نقش نگین است

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 78

سبزی که سیاه است ازو روز من این است

سروی که منم فاخته اش این نمکین است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2146

آن خانه برانداز که در خانه زین است

معمار تمنای من خاک نشین است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2147

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور