بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 114غزل شمارهٔ 114شاعر: بیدل دهلویوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ندهمیگیردمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مراگریهام گر درنگیرد، خنده میگیرد مرا2نقل کریںشعلهٔ حرصم دماغ جاهگر سوزد خوشستفقر نادانسته زیر ژنده میگیرد مرا3نقل کریںخاتم ملک سلیمانم ولی تمییز خلقکم بهاتر از نگینکنده میگیرد مرا4نقل کریںدر جهان انفعال از ملک ناز افتادهامدامن پاکی و دست گنده میگیرد مرا5نقل کریںمیرسد ناز غبارم بر دماغ بویگلگر همه عشقت به باد ارزنده میگیرد مرا6نقل کریںرنگم از بیدست و پایی خاک شد اما هنوزحسرتگرد سرتگردنده میگیرد مرا7نقل کریںعمروحشی عاقبت دامنفس خواهدگسیختتاکجا این ریسمان کنده میگیرد مرا8نقل کریںمستی حالم خورد هرجا فریب جام هوشچون عسس اوهام پیش آینده میگیرد مرا9نقل کریںناتوان صیدم، ترحم غافل از حالم مبادهرکه میگیرد به خاک افکنده میگیرد مرا10نقل کریںعشق را بیدل دماغ التفات یادکیستخواجگی مفت طربگر بنده میگیرد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکیستکز راه تو چون خاشاک بردارد مراشعله جاروبیکند تا پاک بردارد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 113اگلی نظمعبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مراموج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 115آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکیستکز راه تو چون خاشاک بردارد مراشعله جاروبیکند تا پاک بردارد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 113
اگلی نظمعبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مراموج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 115