بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 113غزل شمارهٔ 113شاعر: بیدل دهلویوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اکبرداردمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکیستکز راه تو چون خاشاک بردارد مراشعله جاروبیکند تا پاک بردارد مرا2نقل کریںشمع خاموشی به داغ سرنگونی رفتهامتاکجا آن شعلهٔ بیباک بردارد مرا3نقل کریںننگ دارد خاک هم از طینت بیحاصلمخون نخجیرم، چسان فتراک بردارد مرا4نقل کریںهستیامعهدی بهنقش سجدهٔ او بستهستخاک خواهم شد اگر از خاک بردارد مرا5نقل کریںصد فلک ریزد غبار دامن افشاندهامیک شررگر شعلهٔ ادراک بردارد مرا6نقل کریںصبح بیسرمایهای احرام از خود رفتنمکوگریبان تا به دوش چاک بردارد مرا7نقل کریںبار اسبابگرانجانیست سر تا پای منکیست غیر از خاطر غمناک بردارد مرا8نقل کریںپیکرمگردد غبار یأس و برخیزد ز خاکبهکه دست منت افلاک بردارد مرا9نقل کریںنشئهای از درد مخموری به خاک افتادهامشوق میخواهم به دست تاک بردارد مرا10نقل کریںگرد من بیدل هوای عرصهگاه نیستیستاز تپیدن هرکهگردد خاک بردارد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم راتیغ میلی میکشد خوابگران زخم رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 112اگلی نظمزین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مراگریهام گر درنگیرد، خنده میگیرد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 114آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم راتیغ میلی میکشد خوابگران زخم رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 112
اگلی نظمزین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مراگریهام گر درنگیرد، خنده میگیرد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 114