بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 115غزل شمارهٔ 115شاعر: بیدل دهلویوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: وزدمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مراموج اینگوهر نمیدانم چه پهلو زد مرا2نقل کریںعمرها شد آتشم افسرده است ما نفسخندهها بسیارکردیمگریه آموزد مرا3نقل کریںزان همهحسرت کهحرمان باغبارم بردهاستمیزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا4نقل کریںمحرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوانعالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا5نقل کریںحرفلعل اوخموشم کردبیدلعمرهاستگبر دارد رو به محرابیکه میسوزد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مراگریهام گر درنگیرد، خنده میگیرد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 114اگلی نظمچو تخم اشک بهکلفت سرشتهاند مرابه ناامیدی جاوید گشتهاند مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 116آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مراگریهام گر درنگیرد، خنده میگیرد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 114
اگلی نظمچو تخم اشک بهکلفت سرشتهاند مرابه ناامیدی جاوید گشتهاند مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 116