صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 685

غزل شمارهٔ 685

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انزیرپوست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوست

یک قلم چون آبله‌ گشتیم عریان زیر پوست

22

گر شکست رنگ ما دیدی ز حال مپرس

نامهٔ مجنون ندارد غیر عنوان زیر پوست

33

نیست ممکن از لباس وهم بیرون آمدن

زندگانی عالمی را کرد زندان زیر پوست

44

تا نگردد قاتل ما جز به‌ گلچینی سمر

همچو گل خون‌ِ بحل‌ کردیم سامان زیر پوست

55

ناله‌ها در پردهٔ ساز جنون دزدیده‌ایم

خفته شیر بیشهٔ ما را نیستان زیر پوست

66

جیب ما چون غنچه آخر بال صحرا می‌کشد

بر سر ما سایه افکنده است دامان زیر پوست

77

خلوت راز است چشمی‌ کز تماشا دوختیم

عین یوسف شد نگاه پیر کنعان زیر پوست

88

از نقاب غنچه رنگ شور بلبل می‌چکد

شیشه دارد خون عیش می‌پرستان زیر پوست

99

ساز هستی پرده‌ دارد شوخی‌ای در دست و بس

هر که بینی ناله‌ای‌ کرده‌ست پنهان زیر پوست

1010

همچو نارم عقده‌ای از کار دل تا واشود

سرخ‌ کردم هم به خونِ سعیْ دندان زیر پوست

1111

گفتم آفت‌های‌ امکان زیر گردون است و بس

زندگی‌ نالید و گفت این‌ جمله‌ توفان‌ زیر پوست:

1212

بسکه مردم جنس ایثار از نظر پوشیده‌اند

درهم ماهی‌ست اینجا همچو همیان زیر پوست

1313

عضو‌عضوم حسرت دیدار می‌آرد به بار

نخل بادمم سراپا چشمِ حیران زیر پوست

1414

هیچکس آتش نزد بر صفحهٔ بی‌حاصلم

ورنه من‌ هم‌ داشتم بیدل چراغان‌ زیر پوست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بسکه دارم غنچهٔ شوق توپنهان زیرپوست

رنگ خونم نیست بی‌چاک‌گریبان زیرپوست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 684

اگلی نظم

سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست

شمع‌تصویریم‌و اشک‌ما چکیدن آرزوست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 686

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست

می درد، چون مغز کامل شد، گریبان زیر پوست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1230

بسکه دارم غنچهٔ شوق توپنهان زیرپوست

رنگ خونم نیست بی‌چاک‌گریبان زیرپوست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 684

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور