صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1480

غزل شمارهٔ 1480

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادبود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

یاد شوقی‌ کز جفاهایت دل ما شاد بود

در شکست این شیشه را جوش مبارک‌باد بود

2

آبیار مزرع دردم مپرس از حسرتم

هرکجا آهی دمید اشک منش همزاد بود

3

زندگی را مغتنم می‌داشتم غافل از این

کز نفس تیغ دو دم در دست این جلاد بود

4

وانکرد آیینه گردیدن گره از کار من

بند حیرت سخت‌تر از بیضهٔ فولاد بود

5

عمر پروازم چو بوی گل به افسردن گذشت

این قفس آیینه‌دار خاطر صیاد بود

6

مفت ما کز سعی ناکامی به استغنا زدیم

ورنه دل مستسقی و عالم سراب‌آباد بود

7

بلبل ما از فسردن ناز گلها می‌کشد

گر پری می‌زد چو رنگ از خویش هم آزاد بود

8

از شکست ساغر هوشم سلامت می‌چکد

بیخودی در صنعت راحت عجب استاد بود

9

شب‌که در بزمت‌ صلای سوختن می‌داد عشق

نغمهٔ ساز سپندم هرچه باداباد بود

10

روزگاری شد که در تعبیر هیچ افتاده‌ایم

چشم ما تا داشت خوابی عالمی آباد بود

11

عالم نسیان تماشاخانهٔ یکتایی است

عکس بود آن جلوه تا آیینه‌ام در یاد بود

12

صد نگارستان چین با بیخودی طی کرده‌ام

لغزش پا هم به راهت خامهٔ بهزاد بود

13

سرمه اکنون نسخهٔ خاموشی از من می‌برد

یاد ایامی که مو هم بر تنم فریاد بود

14

پیری‌ام جز ساغر تکلیف جان کندن نداد

قامت خم‌ گشته بیدل تیشهٔ فرهاد بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نیرنگ امل‌ گل بقا بود

امید بهار مدعا بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1479

اگلی نظم

آنجاکه عجزممتحن چون و چند بود

چون موی‌، سایه هم ز سر ما بلند بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1481

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آسمان تا بود، با ما بر سر بیداد بود

روی ما دایم طرف با سیلی استاد بود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2613

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور