زمین
صلای باده زد پیر خرابات
بیا ساقی که فی التاخیر آفات
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 96
بده یک جام ای پیر خرابات
مگو فردا که فی التأخیر آفات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 336
ایا ساقی توی قاضی حاجات
شرابی ده که آرد در مراعات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 360
هر آن روزی که باشم در خرابات
همی نالم چو موسی در مناجات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
چه خواهی کرد قرایی و طامات
تماشا کرد خواهی در خرابات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 71
نخواهم من طریق و راه طامات
مرا مِی باید و مسکن، خرابات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 72
سحرگاهی شدم سوی خرابات
که رندان را کنم دعوت به طامات
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 15