صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1990

غزل شمارهٔ 1990

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

برگ خودداری مجویید از دل دیوانه‌ام

ریشه‌ها دارد چو اشک از بیقراری دانه‌ام

22

قامت خم‌گشته بیش از حلقهٔ زنجیر نیست

غیر جنبش ناله نتوان یافتن در خانه‌ام

33

خاک دامنگیر دارد سرزمین بیخودی

سیل بی تشویش دامی نیست از ویرانه‌ام

44

دل ز دست شوخی وضع نفس خون می‌خورد

شمع دارد لرزه از یاد پر پروانه‌ام

55

التفات زندگی تشویش اسبابست و بس

آنقدر کز خویش دورم از هوس بیگانه‌ام

66

دستگاه عاریت خجلت کمین‌ کس مباد

صد شبیخون ریخت نور شمع برکاشانه‌ام

77

دوستان را بس که افسون تغافل ننگ داشت

گوشها در چشم خواباندند از افسانه‌ام

88

مزرع آفاق آفت خرمن نشو و نماست

همچو راز ریشه ترسم پر برآرد دانه‌ام

99

بسکه بر هم می‌زند بی‌جوهری اجزای من

چون دم شمشیر مژگان سر به سر دندانه‌ام

1010

تا شود روشن تر اسبابی‌ که باید سوختن

احتیاج شمع دارد خانهٔ پروانه‌ام

1111

زخمی ایجادم از تدبیر من آسوده باش

در شکستن‌گشت‌گم چون موی چینی شانه‌ام

1212

بیدل از کیفیت شوق‌ گرفتاری مپرس

نالهٔ زنجیر هر جا گل کند دیوانه‌ام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اشک شمعی بود یک عمر آبیار دانه‌ام

سوختن خرمن کنید از حاصل پروانه‌ام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1989

اگلی نظم

تا دچار نازکرد آن نرگس مستانه‌ام

شوق جوشی زد که من پنداشتم میخانه‌ام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1991

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام

جلوه مهتاب سیلاب است در ویرانه‌ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5314

از سواد شهر وحشت می‌کند دیوانه‌ام

می‌کشد از لفظ دامن معنی بیگانه‌ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5315

مومنی را می‌کند آزاد از قید فرنگ

هرکه می‌سازد درین محفل ز خود بیگانه‌ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5316

نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه‌ام

در بهاران از زمین سر بر نیارد دانه‌ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5317

اشک شمعی بود یک عمر آبیار دانه‌ام

سوختن خرمن کنید از حاصل پروانه‌ام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1989

تا دچار نازکرد آن نرگس مستانه‌ام

شوق جوشی زد که من پنداشتم میخانه‌ام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1991

شور آفاق است جوشی از دل دیوانه‌ام

چون گهر در موج دریا ربشه دارد دانه‌ام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1992

می‌دهد زیب عمارت از خرابی خانه‌ام

آب در آیینه دارد سیل در ویرانه‌ام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1995

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور