صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »وصلت نامه
  3. »بخش 7 - الحکایت الرموز داستان حکیم و مرد احول

بخش 7 - الحکایت الرموز داستان حکیم و مرد احول

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بود استاد حکیمی پاکباز

دائماً با حق تعالی گفته راز

22

در همه عالم ورا همتا نبود

همچو او در علم یک دانا نبود

33

رازها با حق تعالی گفته است

سرها از راز حق دانسته است

44

روز و شب در راه او با درد بود

بی وکیلی و جفت فرد فرد بود

55

هیچکس از راز او آگه نگشت

هیچکس با درد او همره نگشت

66

آن حکیمی که جهان معمور ازوست

آن حکیمی که دو عالم نور از اوست

77

ای بسا کس را که او آگاه کرد

ای بسا کس را که شاهنشاه کرد

88

همچو او دیگر حکیمی خود نبود

جمله عالم را از او حکمت گشود

99

صدهزاران حکمت حق یافته

هر زمان نوعی دگر دریافته

1010

ای بسا کس را که از وی ره گشود

ای بسا کس را که راه حق نمود

1111

ای بسا کس را که او آگاه کرد

ای بسا کس را که شاهنشاه کرد

1212

ای بسا کس را که درد عشق داد

ای بسا کس را که راه صدق داد

1313

ای بسا کس را که شاه و میر کرد

ای بسا کس را که قطب و پیر کرد

1414

ای بسا کس را که جام فقر داد

ای بسا کس را که جانی در نهاد

1515

از خدای خویش حکمت یافته

در سلوک خویش رفعت یافته

1616

اوحکیم صادق و سر خداست

همچو او دیگر حکیمی خود کجا است

1717

صدهزاران حکمت بی‌منتها

از خدایش یافته بحر صفا

1818

هیچ کس از حال او آگه نشد

احولی با او مگر همخانه شد

1919

اندر آن خانه یکی آیینه‌دان

هر دو عالم را از آن آیینه دان

2020

بود آن آیینه در پیش حکیم

روی خود را دید او در وی مقیم

2121

احولک گفت این حکیم پر خرد

هر زمان درآینه می بنگرد

2222

حکمتش بیشک در این آیینه‌دان

لاجرم زیبا رخش ز آیینه دان

2323

حکمت او من از این پیدا کنم

در جهان خود را چو او زیبا کنم

2424

وانگهی در آینه کرد او نگاه

دید او دو صورت زشت سیاه

2525

احولک در دید اندر آینه

زان بکثرت دید او معاینه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بشنو این رمز از بلال با وفا

خواجهٔ ما و غلام مصطفی(ص)

عطار»وصلت نامه»بخش 6 - حکایت الوصال فی شرح البلال

اگلی نظم

جهد کن کثرت نه بینی ای پسر

تا نگردی همچو احول کژ نظر

عطار»وصلت نامه»بخش 8 - فی الوحدة و الکثرت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور