صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »پندنامه
  3. »بخش 5 - در بیان مخالفت نفس اماره

بخش 5 - در بیان مخالفت نفس اماره

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

عاقل آن باشد که او شاکر بود

و آنگهی بر نفس خود قادر بود

2

هر که خشم خود فرو خورد ای جوان

باشد او از رستگاران جهان

3

آن بود ابلهترین مردمان

کز پی نفس و هوا باشد دوان

4

وانگهی پندارد آن تاریک رای

خواهد آمرزیدنش آخر خدای

5

گرچه درویشی بود سخت ای پسر

هم ز درویشی نباشد خوبتر

6

هر که او را نفس سرکش رام شد

از خردمندان نیکو نام شد

7

در ریاضت نفس بد را گوش مال

تا نیندازد ترا اندر وبال

8

هر که خواهد تا سلامت ماند او

از جمیع خلق رو گرداند او

9

مردمان را سر بسر در خواب دان

گشت بیدار آنکه او رفت از جهان

10

آنکه رنجاند ترا عذرش پذیر

تا بیابی مغفرت بر وی مگیر

11

حق ندارد دوست خلق آزار را

نیست این خصلت یکی دیندار را

12

از ستم هر کو دلی را ریش کرد

آن جراحت بر وجود خویش کرد

13

هر که در بند دل آزاری بود

در عقوبت کار او زاری بود

14

ای پسر قصد دل آزاری مکن

وز خدای خویش بیزاری مکن

15

خاطر کس را مرنجان ای پسر

ورنه خوردی زخم بر جان ای پسر

16

گر همی خواهی که گردی معتبر

نام مردم جز به نیکویی مبر

17

قوت نیکی نداری بد مکن

بر وجود خود ستم بیحد مکن

18

رو زبان از غیبت مردم ببند

تا نه بینی دست و پای خود به بند

19

هرکه از غیبت زبانش بسته نیست

آن چنان کس از عقوبت رسته نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پادشاها جرم ما را در گذار

ما گنه کاریم و تو آمرزگار

عطار»پندنامه»بخش 4 - در مناجات

اگلی نظم

ای برادر گر تو هستی حق‌طلب

جز بفرمان خدا مگشای لب

عطار»پندنامه»بخش 6 - در بیان فواید خاموشی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور