صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »پندنامه
  3. »بخش 55 - در بیان تعظیم مهمان

بخش 55 - در بیان تعظیم مهمان

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ای برادر دار مهمان را عزیز

تا بیابی رحمت از رحمن تو نیز

2

مؤمنی کو داشت مهمان را نکو

حق گشاید باب رحمت را برو

3

هر کرا شد طبع از مهمان ملول

از وی آزارد خدا و هم رسول

4

بندهٔ کو خدمت مهمان کند

خویش را شایستهٔ رحمن کند

5

هر که مهمان را بر وی تازه دید

از خدا الطاف بی اندازه دید

6

از تکلف دور باش ای میزبان

تا گرانی نبودت از میهمان

7

میهمان هست از عطاهای کریم

هر که زو پنهان شود باشد لییم

8

خیره بر خوان کسی مهمان مشو

چون رسد مهمان ازو پنهان مشو

9

هر که مهمانت شود از خاص و عام

پیش او می‌باید آوردن طعام

10

زانکه داری اندک و بیش ای پسر

برد باید پیش درویش ای پسر

11

نان بده با جایعان بهر خدای

تا دهندت در بهشت عدن جای

12

هر که ثوبی بر تن عاری دهد

در دو عالم ایزدش یاری دهد

13

گر بر آری حاجت محتاج را

بر سر از اقبال یابی تاج را

14

هر که باشد او ز دولت بخت یار

خیر ورزد در نهان و آشکار

15

ای پسر هرگز مخور نان بخیل

کم نشین در عمر بر خوان بخیل

16

نان ممسک جمله رنجست و عنا

می‌شود نان سخی جمله ضیا

17

تا نخوانندت بخوان کس مرو

وز پی مردار چون کرکس مرو

18

چشم نیکی از خسیس دون مدار

سقف او را هم تو بی استون شمار

19

گر کنی خیری تو آن از خود مبین

هرچه بینی نیک ببین و بد مبین

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا توانی ای پسر خدمت گزین

تا رود اسب مرادت زیر زین

عطار»پندنامه»بخش 54 - در بیان فواید خدمت

اگلی نظم

سه علامت دان که در احمق بود

اولا غافل زِ یاد حق بود

عطار»پندنامه»بخش 56 - در بیان علامتهای احمق

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور