صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »پندنامه
  3. »بخش 13 - در بیان سبب عافیت

بخش 13 - در بیان سبب عافیت

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

عافیت را گر بجویی ای عزیز

می‌توانش یافتن در چار چیز

22

ایمنی و نعمت اندر خاندان

تندرستی و فراغت بعد از آن

33

چونکه بانعمت امانی باشدت

عافیت را زان نشانی باشدت

44

با دل فارغ چو باشی تندرست

دیگر از دنیا نباید هیچ جست

55

بر میآور تا توانی کام نفس

تا نیفتی ای پسر در دام نفس

66

زیر پای آور هوای نفس را

کم بدو ده بهرهای نفس را

77

نفس و شیطان می‌برند از ره ترا

تا بیندازند اندر چه ترا

88

نفس را سرکوب و دایم خوار دار

تاتوانی دورش از مردار دار

99

نفس بد را هر که سیرش می‌کند

درگنه کردن دلیرش می‌کند

1010

خلق خود را دور دار از هرمزه

تا نیفتی در وبال و در بزه

1111

ز آب و نان تالب شکم را پر مساز

همچو حیوان بهر خودآ خور مساز

1212

روز کم خور گرچه صایم نیستی

پر مخور آخر بهایم نیستی

1313

ای که در خوابی همه شب تا بروز

بهر گور خود چراغی برفروز

1414

خواب و خور جز پیشهٔ انعام نیست

خفتگان را بهره زین انعام نیست

1515

ای پسر بسیار خواهی خفت خیز

گر خبرداری ز خود بی گفت خیز

1616

دل درین دنیای دون بستن خطاست

دامن از وی گر تو در چینی رواست

1717

از چه بندی دل بدنیای دنی

چون نه جاوید در وی بودنی

1818

ظاهر خود را میارای ای فقیر

تا چو بدری باطنت گردد منیر

1919

طالب هر صورت زیبا مباش

در هوای اطلس و دیبا مباش

2020

از هوا بگذر خدا را بنده باش

زندگی می‌بایدت در ژنده باش

2121

خرقهٔ پشمینه را بر دوش کن

شربتی از نامرادی نوش کن

2222

ای که در بر می‌کشی پشمینه را

پاک سازاز کبر اول سینه را

2323

گر همی خواهی نصیب از آخرت

رو بدر کن جامهای فاخرت

2424

بی‌تکلف باش و آرایش مجوی

ترک راحت گیر و آسایش مجوی

2525

در برت گو کسوت نیکو مباش

زیر پهلو جامه خوابت گو مباش

2626

همچو صوفی در پلاس وصوف باش

با صفتهای خدا موصوف باش

2727

مرد ره را بوریا قالین بود

زانکه خشتش عاقبت بالین بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شد دلیل نیک بختی چار چیز

هرکه این چارش بود باشد عزیز

عطار»پندنامه»بخش 12 - در بیان نیک بختی

اگلی نظم

گر ترا عقلست با دانش قرین

باش درویش و بدرویشان نشین

عطار»پندنامه»بخش 14 - در تواضع و صحبت درویشان

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور