صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »پندنامه
  3. »بخش 41 - در بیان پنج چیز که آب روی از آن می‌‬افزاید

بخش 41 - در بیان پنج چیز که آب روی از آن می‌‬افزاید

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

می‌فزاید آب روی از پنج چیز

با تو گویم بشنو ای اهل تمیز

2

چون به کار خویش حاضر بوده‌ای

آب روی خویش را افزوده‌ای

3

از سخاوت آب روی افزون شود

وز بخیلی بی‌خرد ملعون شود

4

در سخاوت کوش اگر داری غنا

تا فزاید آب رویت در سخا

5

هر که‌را بر خلق بخشایش بود

آب روی او در افزایش بود

6

باش دایم بردبار و باوفا

تا به روی خویش بینی صد صفا

7

تا بماند رازت از دشمن نهان

سرّ خود با دوستان کمتر رسان

8

تا نگردی پیش مردم شرمسار

آنکه خود ننهاده باشی برمدار

9

ای برادر پرده مردم مَدَر

تا ندرّد پرده‌ات شخص دگر

10

بر هوای دل مکن زینهار کار

تا نیارد بس پشیمانیت بار

11

قدر مردم را شناس ای محترم

تا شناسند دیگران قدر تو هم

12

تا زبانت باشد ای خواجه دراز

دست کوته دار و هر جانب متاز

13

هر که‌را قدری نباشد در جهان

زنده مشمارش که هست از مردگان

14

از قناعت هر که‌را نبود نشان

کی توانگر سازدش ملک جهان؟

15

بر عدوی خویش چون یابی ظفر

عفو پیش آور ز جرمش درگذر

16

دایما می‌باش از حق ترسکار

باش نیز از رحمتش امیدوار

17

با تواضع باش و خو کن با ادب

صحبت پرهیزکاران می‌طلب

18

بردباری جوی و بی آزار باش

تا که گردد در هنر نام تو فاش

19

همچو تریاقند دانایان دهر

قاتلانند جملهٔ نادان چو زهر

20

مردم از تریاق می‌یابد نجات

خود کسی از زهر کی یابد حیات؟

21

صبر و حلم و علم تریاق دلند

حرص و بغض و کینه زهر قاتلند

22

فخر جمله کارها نان دادن است

در به روی دوستان بگشادن است

23

گرچه دانا باشی و اهل هنر

خویشتن را کمتر از نادان شمر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دور شو از پنج خصلت ای پسر

تا نریزد آب رویت در نظر

عطار»پندنامه»بخش 40 - در بیان پنج چیز که آبروی را بریزد

اگلی نظم

شد دو خصلت مرد ابله را نشان

صحبت صبیان و رغبت با زنان

عطار»پندنامه»بخش 42 - نصایح

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور