صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »پندنامه
  3. »بخش 52 - در بیان معرفت الله

بخش 52 - در بیان معرفت الله

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

معرفت حاصل کن ای جان پدر

تا بیابی از خدای خود خبر

2

هر که عارف شد خدای خویش را

در فنا بیند بقای خویش را

3

هر که او عارف نشد او زنده نیست

قرب حق را لایق و ارزنده نیست

4

هر که او را معرفت حاصل نشد

هیچ با مقصود خود واصل نشد

5

نفس خود را چون شناسی با هوا

حق تعالی را بدانی با عطا

6

عارف آن باشد که باشد حق‌شناس

هر که عارف نیست نبود جنس ناس

7

هست عارف را به‌دل مهر و وفا

کار عارف جمله باشد با صفا

8

هر که او را معرفت بخشد خدای

غیر حق را در دل او نیست جای

9

نزد عارف نیست دنیا را خطر

بلکه بر خود نیستش هرگز نظر

10

معرفت فانی شدن در وی بود

هر که فانی نیست عارف کی بود‌؟

11

عارف از دنیا و عقبی فارغ است

زانچه باشد غیر مولی فارغ است

12

همّت عارف لقای حق بود

زانکه در خود فانی مطلق بود

13

با چه ماند این جهان‌؟ گویم جواب

آنکه بیند آدمی چیزی به‌خواب

14

چون شود از خواب بیدار ای عزیز

حاصل خواب نباشد هیچ چیز

15

همچنین چون زنده‌ای افتاد و مرد

هیچ چیزی از جهان با خود نبرد

16

هر که‌را بوده‌ست کردار نکو

در ره عقبی بود همراه او

17

این جهان را چون زنی دان خوبرو‌ی

خویشتن آراید اندر چشم شوی

18

مرد را می‌پرورد اندر کنار

مکر و شیوه می‌نماید بی‌شمار

19

چون بیابد خفته شویش ناگهان

بی‌گمان سازد هلاکش آن زمان

20

بر تو بادا ای عزیز پر هنر

کز چنین مکاره باشی بر حذر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در جهان دانی که گردد معتبر‌؟

آنکه او را باک نبود از خطر

عطار»پندنامه»بخش 51 - در بیان بی‌وفایی جهان

اگلی نظم

در ورع ثابت قدم باش ای پسر

گر همی خواهی که گردی معتبر

عطار»پندنامه»بخش 53 - در بیان ورع

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور