عطار»پندنامه»بخش 36 - در بیان چار چیز که از خطاهاستبخش 36 - در بیان چار چیز که از خطاهاستشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچارچیز است از خطاها ای پسرگوش دارش با تو گویم سر بسر2نقل کریںاول از زن داشتن چشم وفاسادهدل را بس خطا باشد خطا3نقل کریںایمنی از بد خطای دیگرستصحبت صبیان ازینها بدترست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآدمی را چار چیز آرد شکستبا تو گویم گوش دار ای حقپرستعطار»پندنامه»بخش 35 - در بیان چار چیز که آدمی را شکست آرداگلی نظمچارچیز است از عطاهای کریمبا تو گویم یاد گیرش ای سلیمعطار»پندنامه»بخش 37 - در بیان چار چیز که از عطاهای خداستماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآدمی را چار چیز آرد شکستبا تو گویم گوش دار ای حقپرستعطار»پندنامه»بخش 35 - در بیان چار چیز که آدمی را شکست آرد
اگلی نظمچارچیز است از عطاهای کریمبا تو گویم یاد گیرش ای سلیمعطار»پندنامه»بخش 37 - در بیان چار چیز که از عطاهای خداست