عطار»پندنامه»بخش 60 - در بیان حاجت خواستنبخش 60 - در بیان حاجت خواستنشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحاجت خود را مجوی از زشت رویآنکه دارد روی خوب از وی بجوی2نقل کریںمؤمنی را با تو چون افتاده کارتا توانی حاجت او را برآر3نقل کریںحاجت خود را جز از سلطان مخواهچون بخواهی یافت از دربان مخواه4نقل کریںاز وفات دشمنان شادی مکناز کسی پیش کسی دادی مکن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسه علامت ظاهر آمد در بخیلبا تو گویم یاد گیرش ای خلیلعطار»پندنامه»بخش 59 - در بیان علامتهای بخیلاگلی نظمبا قناعت ساز دایم ای پسرگرچه هیچ از فقر نبود تلخترعطار»پندنامه»بخش 61 - در بیان قناعتماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسه علامت ظاهر آمد در بخیلبا تو گویم یاد گیرش ای خلیلعطار»پندنامه»بخش 59 - در بیان علامتهای بخیل