عطار»پندنامه»بخش 59 - در بیان علامتهای بخیلبخش 59 - در بیان علامتهای بخیلشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسه علامت ظاهر آمد در بخیلبا تو گویم یاد گیرش ای خلیل2نقل کریںاولا از سایلان ترسان بودوز بلای جوع هم لرزان بود3نقل کریںچون رسد در ره بخویش و آشنابگذرد چون باد و گوید مرحبا4نقل کریںنبود از مالش کسی را فایدهکم رسد با کس ز خوانش مایده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهست ظاهر سه علامت در شقیمیخورد دایم حرام از احمقیعطار»پندنامه»بخش 58 - در بیان علامات شقیاگلی نظمحاجت خود را مجوی از زشت رویآنکه دارد روی خوب از وی بجویعطار»پندنامه»بخش 60 - در بیان حاجت خواستنماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمحاجت خود را مجوی از زشت رویآنکه دارد روی خوب از وی بجویعطار»پندنامه»بخش 60 - در بیان حاجت خواستن