صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش بیست و پنجم
  4. »بخش 5 - الحكایة و التمثیل

بخش 5 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بود برنائی بغایت کاردان

تیز فهم و زیرک و بسیار دان

22

از شره پیوسته در تحصیل بود

سال تا سالش دو شب تعطیل بود

33

با همه خلق جهان کاری نداشت

کار جز تعلیق و تکراری نداشت

44

بود روشن چشم استادش ازو

زانکه الحق نیک افتادش ازو

55

هم ز شاگردانش افزون داشتی

هم سخن با او دگرگون داشتی

66

داشت استادش بزیر پرده در

یک کنیزک همچو خورشیدی دگر

77

تنگ چشمی دلبری جان پروری

عالم آرائی عجایب پیکری

88

صورتی از پای تا سر جمله روح

لطف در لطف و فتوح اندر فتوح

99

هم بشیرینی شکر را کرده بند

هم بتلخی هر ترش را کرده قند

1010

دو کندش بر زمین افتاده بود

نه ز قصدی خود چنین افتاده بود

1111

از دو لعل او شکر میریختی

طوطیان را بال و پر میریختی

1212

از دو چشمش تیر بیرون میشدی

کشته خون آلود در خون میشدی

1313

چشم این شاگرد بروی اوفتاد

گفت من شاگردم و او اوستاد

1414

در جهان استاد نیست اکنون کسم

این زمان شاگردی این بت بسم

1515

گر بگوید درس عشقم اوستاد

بر ره شاگرد خواهم اوفتاد

1616

ور نخواهد گفت درس عشق باز

من نخواهم کرد درسی نیز ساز

1717

روز و شب در عشق آن بت اوفتاد

کرد کلی ترک درس و اوستاد

1818

شد چو شاخ زعفران از درد او

گشت هم رنگ زریری زرد او

1919

عشقش آمد عقل او در زیر کرد

گر دلی داشت او زجانش سیر کرد

2020

گرچه بسیاری بدانش داد داد

ذرهٔ عشق آن همه بر باد داد

2121

علم خوانی کبر و غوغا آورد

عشق ورزی شور و سودا آورد

2222

هرکه را بی عشق علمی راه داد

علم او را حب مال وجاه داد

2323

عاقبت یکبارگی بیمار شد

بند بندش کلبهٔ تیمار شد

2424

آنچه او را با کنیزک اوفتاد

واقف آنگشت آخر اوستاد

2525

از سر دانش بحیلت قصد کرد

از دودست آن کنیزک فصد کرد

2626

مسهلی دادش که در کار آمدش

بعد ازان حیضی پدیدار آمدش

2727

آن کنیزک شد چو شاخ خیزران

گشت گلنارش چو برگ زعفران

2828

نه نکوئی ماند در دیدار او

نه طراوت ماند در رخسار او

2929

از جمالش ذرهٔ باقی نماند

آن قدح بشکست و آن ساقی نماند

3030

قرب سی مجلس که دارو خورده داشت

جمله در یک طشت بر هم کرده داشت

3131

خون فصد و حیض هم در طشت بود

تا بسر آن طشت درهم گشت بود

3232

خواجه آن شاگرد زیرک را بخواند

وز پس پرده کنیزک را بخواند

3333

اول آن شاگرد را چون جای کرد

آن کنیزک پیش او بر پای کرد

3434

چون بدید آن مرد برنا روی او

نیز دیگر ننگرست از سوی او

3535

در تعجب ماند کان زیبا نگار

چون چنین بی بهره شد از روزگار

3636

سردئی از وی پدیدار آمدش

گرمی تحصیل در کار آمدش

3737

آن همه بیماری او باد گشت

از کنیزک تا ابد آزاد گشت

3838

چون بدید استاد آزادی او

بر غمش غالب شده شادی او

3939

گرمی شاگرد زیرک گشت سرد

جانش از عشق کنیزک گشت فرد

4040

گفت تا آن طشت آوردند زود

سرگشاده پیش او بردند زود

4141

گفت ای برنا چه کارت اوفتاد

بیقراری شد قرارت اوفتاد

4242

آن همه در عشق دل گرمیت کو

وانهمه شوخی و بی شرمیت کو

4343

روز و شب بود این کنیزک آرزوت

سربرآر از پیش و اینک آرزوت

4444

روی تو از عشق او زرد از چه شد

وان چنین عشقی چنین سرد از چه شد

4545

تو همانی و کنیزک نیز هم

لیک کم شد از وی این یک چیزهم

4646

آنچه دور از روی تو کم گشت ازو

درنگر اینک پرست این طشت ازو

4747

چون جدا گشت از کنیزک این همه

سرد شد عشق تو اینک این همه

4848

بر کنیزک باد میپیمودهٔ

در حقیقت عاشق این بودهٔ

4949

تو بره در بی فراست آمدی

عاشق خون ونجاست آمدی

5050

حالی آن شاگرد مرد کار شد

توبه کرد وبا سر تکرار شد

5151

چون توحمال نجاست آمدی

از چه در صدر ریاست آمدی

5252

کار تو گر مملکت راندن بود

ور ره تو علم دین خواندن بود

5353

چون برای نفس باشد کار تو

از سگی در نگذرد مقدار تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن یکی را دیگری سخت

بز گرفتی تو مرا ای شور بخت

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و پنجم»بخش 4 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

در رهی می‌شد سنایی بی‌قرار

دید کناسی شده مشغول کار

عطار»مصیبت نامه»بخش بیست و پنجم»بخش 6 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور