صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش چهلم
  4. »بخش 9 - الحكایة و التمثیل

بخش 9 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

حاتم طائی چو از دنیا گسست

یک برادر داشت بر جایش نشست

22

گفت من در جود درخواهم گشاد

چون برادر دست برخواهم گشاد

33

در سخاوت ساحری خواهم نمود

همچو دریا گوهری خواهم نمود

44

مادرش گفتا که این تو کی کنی

لیک بی شک نام حاتم طی کنی

55

زانکه آن وقتی که حاتم بود خرد

لب بیک پستان من آنگاه برد

66

کزدگر پستان بسی یا اندکی

شیر خوردی در بر او کودکی

77

گر نبودی طفل دیگر همبرش

نفرتی بودی زشیر مادرش

88

باز تو آنگه که بودی شیرخوار

هیچ طفلی را نکردی اختیار

99

میل شیر من نبودی یک دمت

تا دگر پستان نبودی محکمت

1010

بود یک پستان بدستی آن زمانت

وآن دگر پستان نهاده دردهانت

1111

این یکی را در دهن میداشتی

و آن دگر یک را بکس نگذاشتی

1212

آنکه در طفلی کند این محکمی

کی تواند کرد هرگز حاتمی

1313

گر برادر همچو حاتم شیر خورد

هرکجا مرغیست او انجیر خورد

1414

کارها با قوت از بنیاد به

دولت و اقبال مادرزاد به

1515

گر بخوانی شعر من ای پاک دین

شعر من از شعر گفتن پاک بین

1616

شاعرم مشمر که من راضی نیم

مرد حالم شاعر ماضی نیم

1717

عیب این شعرست و این اشعار نیست

شعر را در چشم کس مقدار نیست

1818

تو مخوان شعرش اگر خوانندهٔ

ره بمعنی بر اگر دانندهٔ

1919

شعرگفتن چون ز راه وزن خاست

وز ردیف و قافیه افتاد راست

2020

گر بود اندک تفاوت نقل را

کژ نیاید مرد صاحب عقل را

2121

چون گهرداریست شعر من چو تیغ

یک دمی تحسین مدار از من دریغ

2222

زیرکی باید که تحسینم کند

از بسی احسنت تمکینم کند

2323

لیک اگر ابله کند تحسین مرا

آن ندارد مینباید این مرا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن یکی بستد ز حیدر ذوالفقار

می نیارستش همی فرمود کار

عطار»مصیبت نامه»بخش چهلم»بخش 8 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

گفت اندر پیش افلاطون کسی

کان فلانی حمد میگفتت بسی

عطار»مصیبت نامه»بخش چهلم»بخش 10 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور