صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش سی و هفتم
  4. »بخش 6 - الحكایة ‌و التمثیل

بخش 6 - الحكایة ‌و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

در رهی میشد سلیمان با سپاه

دید جفتی صعوه را یک جایگاه

2

هر دو عشق یکدگر میباختند

هر دو با دل سوختن میساختند

3

گاه این یک ناز کرد و گاه آن

گاه این آغاز کرد و گاه آن

4

صعوهٔ عاشق زفان بگشاد و گفت

تو به نیکوئی مرا طاقی و جفت

5

هرچه فرمودی چنان کردم همه

کارهای تو بجان کردم همه

6

ور دگر فرمائیم فرمان کنم

هرچه تو حکمم کنی از جان کنم

7

گر توام گوئی فرو آرم بخود

قبهٔ ملک سلیمان از لگد

8

چون سلیمان رفت با ایوان خویش

گفت تا آن صعوه را خواندند پیش

9

صعوه چون آمد بدید آن کار و بار

شد ز لرزیدن چو برقی بیقرار

10

پس سلیمان گفت چندینی ملاف

صعوهٔ را لاف مه از کوه قاف

11

تو که قادر نیستی یک حبه را

از لگد چون بشکنی این قبه را

12

از سلیمان صعوه چون بشنود راز

گفت ای در دین و دنیا سرفراز

13

نامهٔ ناموس عاشق را مدام

مهری از یطوی و لایحکی تمام

14

عاشقان از بس که غیرت داشتند

جان خود را غرق حیرت داشتند

15

از سر جان پاک بر میخاستند

هرچه شان بایست در میخواستند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یک شبی میگفت یحیی ابن المعاد

گر مرا بخشند دوزخ در معاد

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و هفتم»بخش 5 - الحكایة ‌و التمثیل

اگلی نظم

در مناجات آن بزرگ کاردان

گفت ای دانندهٔ‌اسرار دان

عطار»مصیبت نامه»بخش سی و هفتم»بخش 7 - الحكایة ‌و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور