صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش هشتم
  4. »بخش 7 - الحكایة و التمثیل

بخش 7 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود مجنونی بدست آئینهٔ

چون بکردی جمعه هر آدینهٔ

2

برگشادی پرده از آئینه باز

تا چو بیرون آمدی خلق از نماز

3

آینه در روی مردم داشتی

چون شدی مردم بسی بگذاشتی

4

خلق چون بسیار در چشم آمدیش

آینه بفکندی و خشم آمدیش

5

مردمان پیشش شدندی دلنواز

پس بدادندیش آن آئینه باز

6

باز چون آن خلق بسیار آمدی

بار دیگر خشم در کار آمدی

7

آینه در رهگذار انداختی

خلق از سر باز با او ساختی

8

گاه بگرفتی و گه بگذاشتی

گاه بفکندی و گه برداشتی

9

چون نبودی خلق را پروای او

عاقبت غالب شدی سودای او

10

گفتی آن باید مرا کاین مردمان

روی خود بینند حاضر یک زمان

11

لیک یک تن را همی نه کم نه بیش

وا نمیگردد ز روی و ریش خویش

12

هرکرا پروای خود نبود دمی

هرگزش پروای حق باشد همی

13

این چنین مشغول و سرگردان شده

در غم شغل جهانت جان شده

14

تا کی آخر جمع خواهی کرد تو

جمع چندان کن که خواهی خورد تو

15

ای که روزی میکنی چندین طلب

جان شیرین جوی و نور دین طلب

16

ای ترا هر لحظه تلبیسی دگر

در بن هر مویت ابلیسی دگر

17

در حقیقت رو ز عادت دور باش

نی ز ابلیسی بخود مغرور باش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ناگهی معشوق طوسی را مگر

بود بر بازار عطاران گذر

عطار»مصیبت نامه»بخش هشتم»بخش 6 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

سجدهٔ میکرد ابلیس لعین

گفت عیسی در چه کاری این چنین

عطار»مصیبت نامه»بخش هشتم»بخش 8 - الحكایة و التمثیل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور