صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مصیبت نامه
  3. »بخش ششم
  4. »بخش 3 - الحكایة و التمثیل

بخش 3 - الحكایة و التمثیل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

دید طفلی را مگر سفیان پیر

بلبلی را در قفس کرده اسیر

22

بلبل آنجا خویشتن را ممتحن

در قفس میزد بسی بی خویشتن

33

هر زمانی میدوید از پیش و پس

عالمی میجست بیرون از قفس

44

با پریدن هر کرا بیگانگیست

نیست او بلبل که مرغ خانگیست

55

خواند سفیان کودک درویش را

داد یک دینار آن دلریش را

66

بلبل شوریده از کودک خرید

کرد از دستش رها تا بر پرید

77

روز آن بلبل سوی بستان شدی

بازگشتی شب بر سفیان شدی

88

کی بیاسودی بشب سفیان ز کار

زانکه بودی طاعت او بیشمار

99

در عبادت آمدی تا صبحگاه

خیره میکردی درو بلبل نگاه

1010

مرغ را عمری برین هم برگذشت

تا که سفیانش ز عالم در گذشت

1111

چون جنازه شد روان از کوی او

مرغ میزد خویشتن بر روی او

1212

گرد او میگشت چون شوریدهٔ

بانگ میزد اینت صاحب دیدهٔ

1313

عاقبت چون دفن کردندش بخاک

بر سر خاکش نشست آن مرغ پاک

1414

یک زمان غایب نشد از خاک او

تا برآمد نیز جان پاک او

1515

چون چنان مرغی ز دست آسان بداد

خون ز منقارش چکید و جان بداد

1616

بیوفا مردا وفاداری ببین

چشم بگشای و نکوکاری ببین

1717

کم نهٔ از مرغکی ای بینوا

پیش او تعلیم کن درس وفا

1818

یادگیر این قصهٔ جانسوز ازو

گر نمیدانی وفا آموز ازو

1919

رحمت سفیان چو آمد کارگر

سر نپیچید ازدرش مرغی بپر

2020

کار مهرش تا بجان میساخت او

تا که جان در راه مهرش باخت او

2121

جان اگر بر حلق میآید ترا

رحمتی بر خلق میناید ترا

2222

هرکه از شفقت نگاهی میکند

شیوهٔ خلق الهی میکند

2323

در ترازو هیچ چیز از هیچ جای

نیست بیش از خلق با خلق خدای

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سوی اسپاهان براه مرغزار

باز میآمد ملکشاه از شکار

عطار»مصیبت نامه»بخش ششم»بخش 2 - الحكایة و التمثیل

اگلی نظم

باغبانی سه خیار آورد خرد

تحفه را پیش نظام الملک برد

عطار»مصیبت نامه»بخش ششم»بخش 4 - الحكایة و التمثیل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور