عطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 7 - الحكایة و التمثیلبخش 7 - الحكایة و التمثیلشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبیدلی را گفت آن پیر کهنحق بود ظالم روا هست این سخن2نقل کریںگفت ظالم نیست اما دایم اوصد هزاران بنده دارد ظالم او3نقل کریںهرچه جمع آری بظلم این جایگاهجمله برخیزد بیک ساعت ز راه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر زمستان یک شبی بهلول مستپای در گل میشد و کفشی بدستعطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 6 - الحكایة و التمثیلاگلی نظمآب بسیار آن یکی در شیر کردحق تعالی گاو را تقدیر کردعطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 8 - الحكایة و التمثیلماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر زمستان یک شبی بهلول مستپای در گل میشد و کفشی بدستعطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 6 - الحكایة و التمثیل
اگلی نظمآب بسیار آن یکی در شیر کردحق تعالی گاو را تقدیر کردعطار»مصیبت نامه»بخش چهارم»بخش 8 - الحكایة و التمثیل